مقالات روانشناسی

زندگینامه اریک فروم (Erich Fromm)
نویسنده : صاحبه اکبری ناصری - ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢۳
 

زندگینامه :

اریک فروم (Erich Fromm) از برجسته ترین نمایندگان مکتب روانشناسی اومانیستی است وی در سال ۱۹۰۰ در شهر فرانکفورت / ماین آلمان متولد شد. در سال 1927 تحصیلات خود را در رشتة روانکاوی دانشگاه برلین به پایان رسانید. بین سالهای 1929 تا 1932 به عنوان استاد روانشناسی در دانشکدة علوم اجتماعی فرانکفورت تدریس کرد و در سال 1934 یعنی یک سال پس از به قدرت رسیدن نازیها در آلمان، راهی آمریکا شد. او در این کشور، در دانشگاههای معتبر نیویورک، کلمبیا و کلرادو به عنوان استاد روانشناسی به تدریس پرداخت. فروم تلاش نمود مکتب روانکاوی زیگموند فروید را سنجشگرانه مورد ارزشیابی قرار دهد و آن را گسترش بخشد. او خود را متوجه پرسشهای اجتماعی و فرهنگی ـ فلسفی روانشناسی اعماق نمود و بویژه تلاش ورزید پیش شرطهای روانشناسانه برای ساختارهای اجتماعی را مورد پژوهش قرار دهد. اریش فروم تحولات سیاسی و اجتماعی زادگاه خویش را در زمان تسلط هیولای فاشیسم به دقت زیر نظر داشت و رساله ها و جستارهای موشکافانه ای در تحلیل روانشناسی توده ای فاشیسم به نگارش درآورد. فروم در سال 1980 در تسین چشم از جهان فروبست.

مجموعه اثار :

اکثر آثار بزرگ فروم برای نخستین بار به زبان انگلیسی در آمریکا منتشر و سپس به زبانهای دیگر ترجمه شد. از آن میان می توان به موارد زیر اشاره کرد: - روانکاوی و دین - روانشناسی و فرهنگ - زبانهای فراموش شده - رسالت فروید - بودیسم و روانکاوی - جزمیات مسیحی - پیام زیگموند فروید -هنر عشق ورزیدن - کالبد شکافی تخریب گرایی انسان و ... اشاره نمود .

 

عوامل گرایش به دین از دیدگاه اریک فروم

یکی  از نظریات روان‌شناسانه درباره علل پیدایش دین و گرایش به آن، نظریه «اریک فروم» است. وی در عین حال که فرضیه فروید را ناقص و مردود می‌داند، نوعی تحلیل روان‌شناسانه درباره منشأ دین را پاسخ‌گو می‌انگارد. به باور وی دو عامل سبب گرایش به دین است. یکی دست‌یابی به نگرش مشترک است و دیگری یافتن کانون سرسپردگی.

به نظر «اریک فروم»، انسان دو نیاز مهم دارد که جز از طریق دین برآورده نمی‌شود. این دو نیاز عبارت است از:

1 -   محوری‌ترین امر مربوط به بینش و جهان‌بینی.

2 -   آن‌چه که به گرایش و کشش‌های درونی مربوط است.

به تعبیر دیگر، هم نیازهای عقلی انسان سبب می‌شود که انسان به دین بگرود و هم نیازهای درونی و روحی و عاطفی وی. با چشم‌پوشی از نکات ویژه این دیدگاه،می‌توان آن را به برخی از دیدگاه‌های جامعه‌شناسانه که پیشتر از آن گفتگو به عمل آمد، همانند دانست .

 

نیازهای اساسی انسان :

نیازهای اساسی انسان بسیار است، ولی از میان آن‌ها، آن‌چه که به‌وسیله دین برآورده می‌شود، از این قرار است:

1 -  نگرش مشترک

2 -  کانون سرسپردگی

انسان موجودی اجتماعی است، هم نیازهای خود را در اجتماع تأمین می‌کند و هم به کمالات شایسته خود از همین راه دست می‌یابد؛ از این‌رو، زندگی اجتماعی برای انسان اهمیت ویژه‌ای دارد. یکی از مهم‌ترین عوامل حفظ زندگی اجتماعی و جلوگیری از پاشیده شدن آن، داشتن نگرش مشترک است؛ یعنی داشتن بینشی مشترک که سبب پیدایش وحدت رویه و رفتارهای کم و بیش سازگار باشد. شکی نیست که نگرش‌های متفاوت و به‌ویژه متعارض، به رفتارهای ناسازگار می‌انجامد و رفتارهایی از این دست، سبب درگیری‌های اجتماعی می‌شود و نتیجه این درگیری‌ها از دست دادن توانایی‌هایی است که می‌تواند زمینه‌ساز دست‌یابی به آسایش و آرامش اجتماعی و شایستگی‌های فردی باشد، بلکه این‌گونه درگیری‌ها به‌طور مستقیم به سلب آسایش و آرامش و کمالات انسانی می‌انجامد. بنابراین، در زندگی اجتماعی، انسان نیازمند به نگرش مشترک است.

 

راه‌های کسب نگرش مشترک :

 

به‌طور کلی، راه‌هایی که ممکن است به دست‌یابی به نگرش مشترک بیانجامد، بر حسب احتمال عقلی، از این قرار است:

الف ـ عقل فردی

 

ب‌ـ عقل اجتماعی

 

ج‌ـ دین

 

آیا ممکن است به‌وسیله عقل فردی به نگرش مشترک دست یافت؟ پاسخ مثبت به این پرسش بر همانندی عقل انسان‌ها، یکسانی آگاهی‌ها و محدود بودن حوزه این نگرش بستگی دارد. اگر بتوان اثبات کرد که عقول همه انسان‌ها همانند و دارای ادراکات یکسانی است و نیز زمینه‌های علوم و آگاهی انسان که در کسب نگرش مشترک وی تأثیرگذارند و نیز سطح اطلاعات آن‌ها همانند است و سرانجام بتوان اثبات کرد که موضوع‌هایی که مربوط به این نگرش مشترک است، بسیار محدود است، به‌گونه‌ای که دست‌یابی به نگرش مشترک در آن، کاری آسان باشد، شاید بتوان گفت که کسب نگرش مشترک به‌وسیله عقل فردی امکان‌پذیر است. ولی اثبات چنین اموری چندان آسان نیست. قوای ادراکی انسان‌ها در شرایط بسیار متفاوتی شکل می‌گیرند و به همین خاطر تفاوت بسیاری نیز با هم دارند. تأثیر عوامل ارثی، تغذیه، تربیت خانوادگی، آداب اجتماعی، سلیقه‌های فردی، عوامل ناشناخته‌ای که در کشش‌های انسان مؤثر است و حوادث و رخدادهایی که بدون پیش‌بینی بر انسان تأثیر می‌گذارد، بیشتر از آن است که بتوان آن را نادیده گرفت و به همانندی توانایی عقلی انسان نظر داد.علوم و آگاهی‌هایی را که انسان خواسته و ناخواسته به‌دست می‌آورد و در نگرش او تأثیر دارد نیز دارای طیف گسترده‌ای است که می‌تواند به نگرش‌های مختلف بیانجامد.

عناصری که موضوع نگرش انسان نیز هست، بسی گسترده‌تر از آن است که بتوان به‌وسیله عقل فردی در آن به وحدت دست یافت؛ زیرا نگرش انسان موضوعات متعددی از جهان‌شناسی و انسان‌شناسی و نیز مباحث مهم اخلاقی را در بر دارد. بعید به نظر می‌رسد که بتوان با تکیه بر عقل فردی، با ویژگی‌های متفاوت یاد شده، به نگرش مشترک دست یافت. آیا ممکن است به‌وسیله قراردادهای جمعی به این نگرش دست یافت؟ پاسخ مثبت به این پرسش نیز به اثبات نکاتی بستگی دارد که مهم‌ترین آن‌ها از این قرار است:

 

1 -  قراردادی بودن نگرش

 

2 -  همانندی عقل فردی

 

3 -  یکسانی شرایط رشد جمعی

 

 

4 -  همانندی دیگر عناصری که به نگرش مشترک می‌انجامد.

 

شکی نیست که نگرش، امری قراردادی نیست، بلکه امری مربوط به بینش است و بینش، امری حقیقی، ادراکی و قابل اتصاف به صدق و کذب است؛ در حالی که امور قراردادی این‌گونه نیست. پس نه‌تنها قراردادی بودن نگرش، قابل اثبات نیست، بلکه نادرستی آن کم و بیش بدیهی است.اثبات‌ناپذیری همانندی عقل فردی نیز چنان‌که گفته شد، امری خردپذیر و دست‌کم تجربه‌پذیر است. یکسان نبودن شرایط رشد جمعی و نیز دیگر عناصر مؤثر در نگرش نیز کم و بیش معلوم است. از آن‌جا که نگرش امری قراردادی نیست، بلکه نوعی فهم و بینش عقلانی است و نیز از آن‌جا که عقل فردی انسان‌ها، هم چنین زمینه رشد عقلانی و نیز جنبه‌های روحی مؤثر در بینش او و حوادث و رخدادهای مربوط به آن بسی متفاوت است، بنابراین عقل جمعی نیز نمی‌تواند به نگرش مشترک بیانجامد. از این‌رو، برای دست‌یابی به نگرش مشترک که برای حفظ آسایش و آرامش اجتماعی و نیز دست‌یابی به کمالات شایسته انسانی بسیار ضروری است، باید راه دیگری وجود داشته باشد و باید آن را جست و شناخت و آن به نظر «اریک فروم»، چیزی جز دین نیست.


دین و نگرش مشترک :

 

دین می‌تواند زمینه‌ساز پیدایش نگرش مشترک باشد: أـ یکی از این جهت که دین، خود نوعی شناسایی انسان و جهان است و در واقع خود، نوعی بینش است، آن‌هم مطمئن‌ترین و یقینی‌ترین بینش که اگر به‌درستی فهمیده شود، از هرگونه خطایی به دور است. انسان‌ها با همه تفاوت‌هایی که دارند، می‌توانند با اطمینان و یقین چنین بینشی را بفهمند و بپذیرند و از طریق آن با یافتن نگرش مشترک، درگیری‌های اجتماعی را که برای آسایش و آرامش انسان و نیز برای کمالات ویژه او بسیار زیان‌آور است، به کم‌ترین میزان برسانند و یا حتی آن را از میان بردارند. در واقع نیاز به آرامش و آسایش و نیز کسب کمالات ویژه، به نگرش مشترک بستگی دارد و این نگرش یا تنها به‌وسیله دین به‌دست می‌آید و یا دین برای این منظور بهترین گزینه است. بر اساس آن‌چه گفته شد، نیاز به دین، موقتی و مربوط به دوره‌ای از زندگی انسان نیست، زیرا این نیاز همیشگی است و دین هم بهترین تأمین کننده آن است. برخلاف نظرات جامعه‌شناسانه که نیازهایی را که عامل گرایش به دین معرفی کرده بودند، می‌توانست مقطعی و موقتی باشد.

 

 

 

خلاصه ای از مهمترین محورهای اندیشه فروم

 

در بررسی آرا» و اندیشه های فروم موضوعات مهم و مستقلی ملاحظه می شود که در زیر به توضیح اهم آن پرداخته شده است. این موضوعات عبارتند از تلاش و تعارض بنیادی انسان برای حصول آزادی با تعبیر گریز از آزادی , مکانیسم های روانی انسان برای باز یابی امنیت , نیازهای روان شناختی انسان, سنخ های منشی سازنده و غیر سازنده , ماهیت انسان و غیره که برای نقد و ارزیابی نهایی اندیشه های فروم به اختصار به آن اشاره می شود. می توان گفت در مسیر حرکت, از جهت گیری بیولوژیکی فروید, بر تاکید عمده روی عوامل تعیین کننده فرهنگی - اجتماعی و شخصیت, فروم عقیده داشت که شخصیت افراد در نتیجه تعامل بین فرد و جامعه بهتر شناخته می شود. افراد بشر به زعم فروم در عین حال که برای آزادی و خود مختاری مبارزه می کنند, خواهان ارتباط و وابستگی به دیگران نیز هستند . شیوه بر طرف کردن این تضاد که فرد هم می خواهد آزاد باشد و هم نیاز به ارتباط و وابستگی به دیگران دارد , وابسته به ساختار اقتصادی جامعه است. در یک جامعه سرمایه داری , بر موقعیتهای فردی آزادی انتخاب, مسئولیتهای فردی به قیمت احساسهای عمیق انزوا و تنهایی فرد تاکید می شود . مردم در حالت از خود بیگانگی به کارهای مختلف و به شیوه های گوناگون دست می زنند و بسیاری از کارهای فروم پیرامون همین مساله سیر می کند.

از سوی دیگر یکی از راه های برطرف کردن تنهایی و گوشه گیری فرد که محصول جامعه سرمایه دارد است معاشرت مردم با یکدیگر است. در اثر معاشرت و تعامل , افراد به صورت گروه های متشکل در آمده و در آن حل می شوند. در این صورت برای سیستمهای حکومتی فرصت مناسبی فراهم می آید که بتوانند از طریق رهبری مقتدر , افراد جامعه را وادار به اطاعت کنند و دستورات خود را به اجرا در آورند. فروم این مساله را به عنوان فرار از آزادی مطرح کرده است . همانطور که در بیوگرافی فروم ملاحظه شد می توان تاثیر تجربه شخصی فرم را در نظریه اش دید. هنگامی که فروم در آلمان زندگی می کرد, به عینه چگونگی به حکومت رسیدن هیتلر را دیده بود و نظریه اش در مورد فرار از آزادی , زمینه ساز توضیحات و تفاسیر او از تبعیت مردم از هیتلر بود.  

 از سویی دیگر فروم معتقد بود روان کاوی دوران وی دچار بحران شده است. به عقیده او در کتاب بحران روانکاوی , علت اصلی این بحران ,  در دگرگونی روانکاوی از تئوری رادیکال به تئوری سازشگری است . روانکاوی در اصل یک تئوری رادیکال, نافذ و رهائی بخش بود, اما بتدریج این خصوصیت ها را از دست داد و از جنبش باز ایستاد و نتوانست تئوری خود را در پاسخ به موقعیت تغییر یافته انسان پس از جنگ جهانی اول توسعه و تکامل بخشد بلکه برعکس به سازشگری و جستجو برای جلب منزلت روی آورد . نگاه انسان گرایانه فروم بر دیدگاه روانکاوانه و علمی او نیز محیط بود . چنانکه در ادامه پژوهش های خود سوال دیگری را مطرح نمود که : آیا روانکاوی تهدیدی برای دین به شمار می آید؟  او در کتاب روانکاوی و دین این سوال را از جوانب گوناگون علمی - جادویی , آئین و شعائری و جنبه یعنی شناختی توضیح داد.

فروم در تنگنای نگرانی از وضعیت وقت جهان در دوران وی از دلهره ای سخن گفت که محصول مسخ سوسیالیسم , لگام گسیخنگی سرمایه داری , آینده جهان سوم و سابقه تسلیحاتی بود. نگاه او در کتاب آیا انسان پیروز خواهد شد نیز کاملا انسانگرایانه و جامعه شناختی است. فروم از همین باریک بینی و موشکافی در زمینه پدیده های روانی در مقولات اجتماعی و دینی نیز بهره می گرفت چنانکه در کتاب همانند خدایان خواهید شد, به نسبت میان خدا و انسان و بررسی تاریخی مذاهب در این باب پرداخت.
موضوع اصلی تمام نوشته های فروم این است که فرد در این دنیا احساس تنهایی و انزوا می کند, زیرا از طبیعت خود جدا گردیده است , این انزوا در هیچگونه موجود زنده یا حیوانی دیده نمی شود . فروم این فرضیه را پرورش داد که هر چقدر انسانها آزادی بیشتری بدست آورند, احساس تنهایی بیشتری خواهند کرد. بدین ترتیب که آزادی به یک خصوصیت منفی تبدیل می شود که باید از ان فرار کرد . به زعم فروم طبیعت حیوانی بر اساس مبنای زیست شیمیایی و روان شناختی و مکانیزمهای بقای جسمانی تعریف می شود, در حالیکه انسان علاوه برانکه دارای یک طبیعت حیوانی است تنها ارگانیزمی است که دارای طبیعت متمایز دیگری است.

 

 

تهیه و تنظیم :

صاحبه اکبری ناصری

بهار - 1388

منبع : Internet